جدیدترین کتاب بانوی هنرمند، پری زنگنه با نام «آن سوی تاریکی» در محل دفتر مرکزی بنگاه انتشاراتی کتابسرا رونمایی شد، مينو صابري گفت و گوی کوتاهی با ایشان درباره این کتاب انجام داده است كه مطالعه مينماييد
خانم زنگنه در مورد کتابی که اخیراً به چاپ رساندهاید توضیحاتی بفرمایید.
این کتاب همانجور که از عنوانش «آن سوی تاریکی» برمیآید، مشخص میکند که در ورای این تاریکیای که به ظاهر، مردم در فرد نابینا میبینند چه میگذرد.
تواناییهای فردی که بیناییاش را از دست میدهد و مشکلاتش در زندگی. همچنین عدم دید باعث میشود چه مشکلاتی برایش بهوجود بیاید و اینکه سایرین چگونه میتوانند کمک مفید و مناسب به یک فرد نابینا کنند.
بهطور کلی من از نابینایی صحبت کردهام، مقداری از زندگی شخصی خودم تا آنجایی که برای کتاب مفید باشد نوشتهام، شرح حال تمام مشاهیر نابینای دنیا را نوشتهام، از مدارسی که دیدن کردهام نوشتهام، تربیت فرد نابینا، کودک نابینا، کسی که از بچهگی نابینا بوده و یا در طول زندگی نابینا شده، تمام این مسایل را به جامعه آموزش این کتاب توسط کدام انتشارات به چاپ رسیده است؟
انتشارات کتابسرا چاپ کرده است. روز پنجشنبه مراسم رونمایی کتاب بود و از این هفته در تمام ایران در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
و تیراژ آن چندتاست؟
سههزار جلد، ولی امیدوارم به تیراژهای مفصل بعدی هم برسیم، زیرا آموزش این کتاب برای همه اقشار مردم لازم است.
نگارش این کتاب چه مدت طول کشید؟
شاید چند سالی از نابینایی من نگذشته بود (سی و پنج سال پیش نابینا شدم) به فکر افتادم که مطالب را جمعآوری کنم، مطالبی که لازم است مردم بدانند، از این رو در فکر این بودم ولی عملاً هشت سال بهطور مدام به همراه چهار دستیار روی این کتاب کار کردهام.
برای اخذ مجوز آن مشکلی نداشتید؟
نه، اصلاً
هیچ چیزی از آن حذف نشد؟
نه اصلاً، در بازنگری کتاب توسط وزارت ارشاد، هیچ مطلبی از آن حذف نشد.
قیمت کتاب چند است؟
با این صفحهآرایی و جلدبندی بسیار محکم و قطور، سی هزار تومان، اما در نمایشگاه کتاب یک سوم قیمت کتاب پایین خواهد آمد و در تیراژهای بعدی با جلد معمولی و کم هزینه چاپ خواهد شد که در دسترس همه قرار خواهد گرفت.
خانم زنگنه میخواهم ما را به شنیدن یک خاطرهی کوتاه که در این کتاب هم چاپ شده مهمان کنید.
واقعاً نمیتوانم به یک خاطره اشاره کنم، این کتاب پر از خاطرات من هست. من در این کتاب دربارهی مادرم یک صفحه نوشتهام و به چشمان مادرم که بسته شد و صفحات این کتاب باز تقدیم کردم.
راديو زمانه