دلم لرزید وگشتم مست وحیران
تو بازم امدی با بوی باران
به هرجا گیسویت افتاد و لغزید
شکوفه چون ستاره خوش درخشید
يلدا نام آشنايي براي مديريت چراغ هاي رابطه است
خواهر نازنيني كه ماه هاست با پيام هاي پر مهرش حقير را نوازش ميدهد
متولد 1320درشهر تهران است در حال حاضر در ايران نيست
مدیریت اداره موسسه فرهنگي را به عهده دارد و رشته تخصصي اش روانشناسی کودکان است
اهل قلم است و زياد مايل نيست شناخته شود
به همراه بهاريه مطلبي نيز براي چراغ هاي رابطه فرستاده است:
امید وارم که همه ی دلها در این اغاز رویش وزیبا شدن طبیت که هدف مند وبا برنامه خود را به نمایش
میگذارد بهاری شده وبا تکان دادن درخت وجود برگهای کهنه ومریض رااز خود رانده وبه دنبال پیوندی
باشند که قدرت بالهای پرواز شان را بیشتر کرده ودر اوج گیری به عمق راز این عبور زیبا از جهان خاکی
ارامشی به زیبا یی شکوفه های بهاری در ریشه جانشان سر بر ارد ولی با این تفاوت که دائمی و همیشه سبز باشد
در پناه خالق زیبا وبی مثال
بوسه ي تو
خراما ن امدی با عطر سنبل
به اغوشت گرفتم با توکل
دلم لرزید وگشتم مست وحیران
تو بازم امدی با بوی باران
به هرجا گیسویت افتاد و لغزید
شکوفه چون ستاره خوش درخشید
همه مرغان برایت نغمه خوانند
تمام عاشقا ن دیوانه گا نند
زمین وجنگل ودریا و بیشه
زعشق دید نت سوزند ز ریشه
برای لحظه ی اغاز دیدار
زدم یک پرده از ترمه به دیوار
به یاد سفره هفت سین مادر
گشودم سفره ای از عود و عنبر
نهادم پای اسپند نام دلبر
کتابی را که پر کرده ز گوهر
کنار سیب و سنجد تنگ ماهی
نبات وسیر و سبزه هر چه خواهی
بیاد ان زمان های گذ شته
یه عکس کودکی پشت اش نوشته
کتاب حافظ و اینه شمعدان
برای گام اول داغ و سوزان
تنم در شور وحال بوسه تو
حجابی بسته بر دل از پر نو
همان چادر که گلهای زری داشت
فراوان خاطرات مادری داشت
نشستم در کنارت با دل وجان
بهاری شد وجودم زیر قران
به نوروز شد تبرک کار و بارم
بمن دادی تو پیغامی ز یارم
بزن هرلحظه پیوندی به هستی
برای میوه اش از بهر مستی
خجسته باد بهاری این چنینی
ز هر سین اش گل مریم بچینی