استاد علیاكبر مرادی، برگزیده مجله "سانگلاین "بهعنوان یكی از 50 نوازنده برتر دنیا
علیاكبر مرادی متولد 1336 گوران كرمانشاه از اساتید برجسته تنبور كشور است كه در مكتب استادانی همچون درویش علی میردرویشی، آقا میرزا سیدعلی كفاشیان، سیدمحمود علوی، سیدولی حسینی، اللهمراد حمیدی و... به دانشاندوزی پرداخته است.
امروزه هر كسی میخواهد خواننده شود، میخواهد خواننده سنتی بشود. از كرد گرفته تا ترك، آذری و تركمن تا بلوچ، عرب؛ همه. هیچكس فكر نمیكند كه موسیقیهای دیگر هم اهمیت دارند
اولین "یارسانی " كه تنبور نواخت از لرستان بود. این ساز چگونه از لرستان به كردستان آمده است؟
مردم خودشان باید به فكر باشند خود جماعت مردم و موزیسینها باید به این موضوع فكر كنند. مردم باید موسیقی را حمایت كنند
چندی پیش كانون موسیقی دانشگاه شیراز> میزبان استاد علیاكبر مرادی از اساتید بنام تنبور ایران بود. در این برنامه كه در چهار قسمت مجزا ارائه شد. ابتدا منتخبی از اعضای گروه <تنبورنوازان گوران> به سرپرستی جهانبخش رستمی قطعه كاروان (ساخته سرپرست گروه) را به اجرا درآوردند. در ادامه استاد علیاكبر مرادی به سخنرانی پیرامون موسیقی و بهطور اخص موسیقی تنبور پرداخت. علیاكبر مرادی متولد 1336 گوران كرمانشاه از اساتید برجسته تنبور كشور است كه در مكتب استادانی همچون درویش علی میردرویشی، آقا میرزا سیدعلی كفاشیان، سیدمحمود علوی، سیدولی حسینی، اللهمراد حمیدی و... به دانشاندوزی پرداخته است.
او اولین فعالیت هنری خود را با تكنوازی تنبور در زادگاهاش در 14 سالگی اجرا نمود و نخستین گروه تنبورنوازی را در سال1352 پایهگذاری كرد. سالیان سال عضو فعال گروه <تنبور شمس> بود. در سال 1370موفق به كسب مقام نخست اجرای تنبور و دیپلم افتخار شد و در سال 1381 از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان كشور به وی درجه دكتری افتخاری اعطا گردید. استاد مرادی ضمن اجرای كنسرتهای بیشمار در جشنوارهها و كشورهای مختلف جهان آثار بسیار ارزندهای همچون تریكهحانه، سحرواران، سیروان، مهجوری، مهر و ماه، سماع مستان، در آیینه آسمان، نسیم گندمزار، یار آسمانی، مقامات مجلسی تنبور و... از خود بر جای گذاشته است. بخشهایی از مصاحبهای كه با استاد علیاكبر مرادی در روزنامه اعتماد ملي انجام پذیرفته ملاحظه خواهيد كرد
استاد میتوانم بپرسم شما از طرف كدام مرجع جزو 50 نوازنده برتر هنری جهان معرفی شدهاید؟
از طرف یك مجله معروف در انگلستان به نام <سانگلاین> كه از بین هنرمندانی كه میشناخته، این انتخاب را انجام داده است.
چه عواملی باعث همكاری شما با "والاش ازدمیر" شد؛ سبك نوازندگی ایشان، خصوصیات سازشان و یا...؟
به خاطر موسیقیای كه بلد بود و به خاطر موسیقیای كه موسیقی علویان تركیه است و به این موسیقی نزدیك است.
بیشتر برنامههای شما برنامههای تكنوازی یا دونوازی است، چرا در راستای تشكیل یك گروه منسجم اقدام نمیكنید؟
راستش گروه چندین چیز میخواهد؛ اول اینكه حداقل برای مدت یك سال در یكجا مستقر باشی و دیگر آنكه كار دیگری نیز نداشته باشی، ولی متاسفانه نه میتوانم در یك مكان ثابت باشم و نهاینكه اینقدر وقت دارم.
به سازهای دیگری كه با تنبور همخوانی داشته باشد فكر كردهاید؟
راههایی باید باشد. خیلی به سازهای دیگر فكر كردهام مثلا <دودوكس> كه تركها به آن <بالابان >و كردها <نرم نی> میگویند؛ <ویلنسل> و < پیانو.> همانطور كه عرض كردم، آن دو نفری كه همنوازی میكنند باید هر كدام از موسیقی طرف مقابل آگاهی نسبی داشته باشند تا بتوانند با هم تركیب شوند.
یعنی ساز نوازنده دیگر هم مهم است، مثلا اگر یك ساز كششی باشد فكر میكنم چون تنبور كمی مضرابی است احتمالا بیشتر به هم میآیند، ولی دیدیم در ساز< باغلاما> كه ساز تركیهای است و كششی هم نیست و مضرابی است، باز هم با هم جور شدند. من فكر كنم نوع موسیقی مهمتر از ساز باشد.
معمولا موسیقیهایی كه از تنبور شنیدهایم همراه با صدای خوانندگان محلی بهتر هستند. مگر خاصیت تنبور چیست كه با همراهی خوانندگان محلی بهتر میشود؟
مساله همین است. امروزه هر كسی میخواهد خواننده شود، میخواهد خواننده سنتی بشود. از كرد گرفته تا ترك، آذری و تركمن تا بلوچ، عرب؛ همه. هیچكس فكر نمیكند كه موسیقیهای دیگر هم اهمیت دارند. به این شكل كه یك بچه كرد هم كه میخواهد خواننده شود، میرود خواننده سنتی میشود و هیچكس نمیرود موسیقی تنبور و خواندن تنبور را یاد بگیرد بنابراین آن محلیهایی كه ماندند و تكتك در حال مرگ هستند بهتر از بقیهاند.
سازی چون گیتار و... هم میتواند عرفانی باشد. بگذارید سوال را بهگونهای دیگر طرح كنیم. این ساز است كه به خاطر پیشینه تاریخی، باورهای بهجا مانده در ذهن اقوام و... جنبه عرفانی پیدا میكند یا نوازندهای كه درآن حس عرفانی میدمد، یا نوع موسیقیای كه اجرا میشود؟
این ساز همیشه همراه مردم بوده، مثلا همیشه بین مردم یارستان تنبور بوده است و باوری هم بین مردم وجود داشته كه در كل موسیقی مقدس است. آنها به این ساز احترام میگذاشتند و این ساز هم حال خودش را به آنها داده است. من میگویم اگر ملودی و آهنگ عرفانی باشد با هر سازی كه نواخته شود عرفانی میشود و ما بر میگردیم به شخصیت این دو ساز؛ به خاطر قدمتی كه بین مردم دارد. شما به پدربزرگتان احترام میگذارید و دوستش دارید اما ممكن است به پدربزرگ دوستتان احترام بگذارید ولی دوستش نداشته باشید. این ساز هم همینطور است. از دیر باز آهنگهایی كه با این ساز نواخته شده برای این مردم مقدس بوده و چون این آهنگها با این ساز نواخته شده خود ساز هم مقدس است.
اگر ساز دیگری به جای این ساز در میان مردم كردستان بود باز هم همین حالت عرفانی و تقدس را داشت؟
این موضوع به ملودی برمیگردد. اگر كلامهای یارستان یا خانقاه را یك اركستر اجرا كند آن ملودی تقدس خود را حفظ خواهد كرد ولی این كار سادهای نیست كه مثلا در یك خانه یك اركستر 100 نفری باشد و این سازها را بنوازد.
اولین "یارسانی " كه تنبور نواخت از لرستان بود. این ساز چگونه از لرستان به كردستان آمده است؟
نه، كردستان و لرستان اكنون كردستان و لرستانند، آن زمان ایلها در منطقه زاگرس كوچ میكردند از نزدیك تركیه تا خوزستان میرفتند. اصلا در آن زمان فكر نمیكنم كسی هم به كس دیگری گفته باشد كرد یا لر، میگفتند هم ایل، همعشیره و هم طایفه.
در میان ملل دیگر هم سازی را میشناسید كه مانند دف و تنبور از جنبه قداست و عرفانی برخوردار باشد؟
من نمیتوانم دقیقا یك جواب درست به شما بدهم ولی یقینا هست، یعنی مساله بر سر موسیقی مقدس است. بهعنوان مثال اكنون در كلیساهای غرب هنوز ارگ نواخته میشود و چون با آن ساز نواهای مقدس نواخته میشود خود آن ساز هم مقدس میشود.
استاد آیا در فكر انتشار كتاب نیستید؟
حقیقتش را بخواهید بیشتر به چیزهایی فكر میكنم كه اول باعث ماندگاری مقامات شود كه این كار را از طریق ضبط كاست انجام دادهام و دیگر داشتن متدی كه كارآمد باشد یعنی كتابی كه بتوان با آن آموزش داد و از آن طریق یاد گرفت. همچنین اگر كسان دیگری كه دیدگاههای دیگری دارند مثلا از دیدگاه ادبی یا فلسفی یا روانشناسی به مساله نگاه میكنند اگر كتابهای دیگری نوشته شود حتما خوب است.
آقای مرادی میشود مقامات را به صورت نت نوشت و آیا تاكنون كسی مبادرت به انجام چنین كاری كرده است؟
همه اینها را میتوان نت كرد منتها بهتر است كه خوب انجام شود، حتی اگر قرار است كار متوسطی انجام شود بهتر است كه انجام نشود و كاری انجام نشود كه بعدها بفهمند مضراتش بیشتر از منفعتش بوده است.
مسلما شروع هر كاری با كاستیهایی روبهرو خواهد بود كه به مرور زمان برطرف خواهد شد. نظر شما چیست؟
این كار را كردهاند ولی فایده نداشته است. كارهای بهدرد بخوری نیست، تجربه شده و این كار یقینا انجام میشود حالا بنده انجام ندهم كس دیگری نهایتا اقدام میكند چون خوشبختانه مقامات ضبط شده و فراموش نمیشود. مابقی كار سختی نیست و انجام میشود.
موسیقی تنبور در مناطق دیگر هم صدق میكند؟
خوب اكنون خالصش در این منطقه مانده است، حال ممكن است چیزهایی شبیه این در بعضی از نقاط دیگر ایران هم باشد ولی اگر هم نباشد مهم نیست همه جا ارزش دارد. در بلوچستان هم اهمیتی دارد یا در تالش یا در ساری یا در هر كجای ایران. باید از همه جا جمع شود زیرا جزو موسیقی ملی ما است و همه اینها میشوند موسیقی ملی ایران.
آقای مرادی چقدر به تغییر در شكل ظاهری ساز تنبور و نواختن آن اعتقاد دارید؟
تغییرات خود به خود در شكل ظاهری ساز و در طریق نوازندگی بهوجود آمده است. مثلا تنبوری كه ما داریم یقینا 70-60 سال پیش كاملا به این شكل نبوده بلكه كمعمقتر و پهنتر بوده است، بهطوری كه میتوانستند ترك زین بگذارند و آنقدر هم بزرگ نبوده است.
چه راهی را برای شناخت بیشتر این ساز در نزد مردم پیشنهاد میكنید و مسوولیت مردم در قبال این ساز و بهطور كلی موسیقی چیست؟
مردم خودشان باید به فكر باشند خود جماعت مردم و موزیسینها باید به این موضوع فكر كنند. مردم باید موسیقی را حمایت كنند. همانگونه كه مدرسه یا بیمارستان میسازند باید از موسیقی هم حمایت كنند. بهعنوان مثال در اروپا در قرونی كه موسیقی زیر ضربه كلیسا بود مردم از موسیقی حمایت میكردند.