يكي از والاييها و شگفتيهاي رودكي آن است كه او با هنر خود روزگاران بسيار كهن تاريخ و فرهنگ ايران را فراياد ميآورد. رودكي تنها سخنور نيست خنياگر هم هست.
ميرجلالالدين كزازي در تالار وحدت در مراسم كنگره بينالمللي رودكي بيان داشت: آنچه من دراين گفتار كوتاه خواهم گفت، گزارشي است از واژهاي در پيوند با سرودهاي كه يكي از سالاران سترگ سخن پارسي كه كم و بيش با رودكي هم روزگار است در ستايش وي گفته است. آن سخنور عنصري است. عنصري سخن سالار دربار غزنوي كه به گواهي سرودههايش يا آنچه زيستنامهنويسان درباره او نوشتهاند مردي خودپسند نيز بوده، در اين بيتها ناچار شده كه زبان بگشايد و بيپرده رودكي را بستايد و بر خويشتن برتري بدهد:« غزل رودكي وار نيكو بود/ غزلهاي من رودكي وار نيست/ اگر چند پيچم به باريك وهم/ بدين پرده اندر مرا بار نيست»
تاريخنگاران ادب چندوچوني دارند، در اينكه آيا در روزگار ساماني غزل چونان كالبدي ناوابسته در سخن فارسي پديد آمده بوده است يا نه. پارهاي بر اين گماند كه غزل بخشي از چامه بوده است كه آن را تغزل مينامند. من نميخواهم به اين پرسمان ادبي بپردازم.
غزل ميتواند در معناي يكي از گونههاي ادبي بسيار كهن در ايران زمين باشد كه نام ديگر آن در پارسي دري چكامه است. يكي از والاييها و شگفتيهاي رودكي آن است كه او با هنر خود روزگاران بسيار كهن تاريخ و فرهنگ ايران را فراياد ميآورد. رودكي تنها سخنور نيست خنياگر هم هست. اين چكامهسرايان، خنياگران سخنور يا سخنوران خنياگر به راستي شالوده ريزان و بنيادگذاران ادب فارسي هستند.
دو قلمرو بنيادين، پهناور و پايدار در ادب كه يكي ادب رزمي است و دو ديگر ادب بزمي است، يادگاري است گرانارج و ارزنده كه از اينان بر جاي مانده است. اين هنرمندان افسانههاي كهن پهلواني را در ترانهها و چكامههايشان به خنيا و آواز ميگفتند.
ما ميدانيم كه هر رزمنامهاي به ناچار بخشهاي بزمي نيز در درون خود دارد. شاهكارهاي بزمي شاهنامه بر همگان آشكار است زيرا هر پهلواني در كنار دستبردها و كارهاي نمايان پهلواني، زماني نيز دل به زيبارويان ميباخته است.
شايد اگر بزرگان نامدار هنرآفرين چون رودكي نميبودند اين دو قملرو ادب بدينسان بشكوه، بيمانند، نازشخيز و شكرريز پديدار نميآمد. اما اندك اندك اين دو هنر از يكديگر جدايي گرفتند، بدينگونه كه خنياگران (آوازخوانان) سرودههاي ديگران را ميخواندهاند و هنوز ميخوانند.
غزل در سپيدهدم ادب فارسي واژهاي بوده است برابر با چكامه ساساني كه در ريخت پهلوي آن چكامك گفته ميشده است. اگر رودكي در سپيده دم ادب فارسي شعر نميساخت و سرود ميانداخت ما با اين همه دلارايي، شگرفي و شگفتي كه سخن پارسي است امروز روياروي نبوديم. هر كس رودكي را بزرگ بدارد ايران را و فرهنگ ايران را گرامي داشته است.
خبرگزاري فارس