چارلز بوکفسکی به گفته ی ژان پل سارتر و ژان ژنه، بزرگترین شاعر آمریکاست. چارلز بوکفسکی در سال ۱۹۲۰ در آلمان، از مادری آلمانی و پدری آمریکایی متولد شد
از بوکفسکی ۶ رمان به چاپ رسیده است: پست خانه، هزاربیشه، زن ها، ساندویچ ژامبون با نان چاودار، هالیوود و عامه پسند.
معرفی کتاب: سوختن در آب، غرق شدن در آتش
گزیده اشعار: چارلز بوکفسکی (Charles Bukowski )
برگردان: پیمان خاکسار
ویراستار: احمد پوری
نشر چشمه، چاپ اول ، ۱۳۸۷
مريم اسحاقي
کتاب رو که تو کتاب فروشی ورق می زدم، حیفم اومد دوستام نخونده باشن، یا شاید خوندین و من دیر پیداش کردم. انگار که بوکفسکی باهات حرف می زنه، نه که شعر بگه . یه جورایی شبیه نثره … یه شعر تو کتابه : پس می خواهی نویسنده شوی، یه چند خطشو این جا بخونین:
اگر علیرغم همه چیز از درونت نمی شکفد
انجامش نده
اگر ناخواسته از قلب و ذهن و دهان و دلت
بیرون نمی آید
انجامش نده…
اگر مجبوری بنشینی و بارها و بارها باز نویسی کنی
انجامش نده….»
چارلز بوکفسکی به گفته ی ژان پل سارتر و ژان ژنه، بزرگترین شاعر آمریکاست. چارلز بوکفسکی در سال ۱۹۲۰ در آلمان، از مادری آلمانی و پدری آمریکایی متولد شد. از سه سالگی، همراه پدر و مادرش به آمریکا مهاجرت کرد و در کالج لوس آنجلس واحدهای هنر، ادبیات و روزنامه نگاری را گذراند. پس از اولین نوشته اش در ۲۴ سالگی چنان دل زده شد که تا ده سال چیزی ننوشت. در امریکا می چرخید و شغل های مختلف را می پذیرفت. از ۴۹ سالگی به عنوان نویسنده تمام وقت و حرفه ای مطرح شد، بوکفسکی بیشتر در اروپا مشهور بود تا آمریکا.
او شش رمان، صدها داستان کوتاه و هزاران شعر نوشت و در سن ۷۳ سالگی در کالیفرنیا بر اثر سرطان خون در گذشت. روی سنگ قبرش حک شده:« تلاش نکن.»
از بوکفسکی ۶ رمان به چاپ رسیده است: پست خانه، هزاربیشه، زن ها، ساندویچ ژامبون با نان چاودار، هالیوود و عامه پسند.
کتاب سوختن در آب، غرق شدن در آتش اولین ترجمه ی فارسی از اشعار بوکفسکی است. شعرها اینقدر ساده نوشته شده که هی یادت می رود که بوکفسکی هم شاعر است.
بوکفسکی می گوید: « کاری که من می خواستم انجام بدم، این بود که جنبه های کارگر کارخانه ای زندگی رو توی شعرم وارد کنم. زنان جیغ جیغویی که خسته از سرکار به خانه برمی گردند. واقعیت های اساسی وجود هر آدم. چیزی که قرن هاست در شعرها بیان نشده… »
این دو شعر از بوکفسکی را بخوانید:
« نتیجه گیری »
ون گوگ گوشش را برید و
به یک بدکاره داد
که او هم با نفرت دورش انداخت
ون! بد کاره ها گوش نمی خواهند، پول می خواهند.
فکر می کنم تو به همین دلیل نقاش بزرگی بودی
چون از چیزهای دیگر خیلی سر در نمی آوردی
« نوشتن »
اغلب تنها نوشتن فاصله ی بین
تو و ناممکن است
نه مشروب، نه عشق زنان، نه پول
همتایش نیستند
جز نوشتن چیزی نجاتت نمی دهد
دیوارها را در برابر هجوم مغولان استوار نگه می دارد
تاریکی را نورانی می کند
نوشتن آخرین روان پزشک است
مهربان ترین خدا بین تمام خدایان است
نوشتن مرگ را می تاراند، ترکت نمی کند
و نوشتن می خندد
بر خودش
بر رنج
آخرین توقع است
آخرین تفسیر
نوشتن تمام این هاست
براي اطلاعات بيشتر به لينك زير مراجعه نماييد
http://www.es-haghi.com/?p=661#more-661