استاد شاه ميرزا مرادي "مرواريد اقيانوس"( يادنامه يازدهمين سالمرگ استاد موسيقي محلي ايران)
استاد شاه ميرزا مرادي در معرفي فرهنگ غني لرستان به جهان سهم بسزايي داشت. در جشنوارههاي فراواني شركت كرد. كه در جشنواره آوينيون فرانسه با كسب رتبه نخست در سازهاي بادي توانست لقب «مرواريد اقيانوس» را دريافت كند.
استاد شاه ميرزا مرادي در روز 23 آذر 1376 بر اثر بيماري مزمن ريوي و نارسائي قلبي درگذشت. پيكر او بر روي دستان مردم مشتاق در گلزار 17 شهريور دورود به خاك سپرده شد
نام قطعاتي كه در آيين شادي نواخته ميشود به روايت استاد شاه مرادي اينگونه است: اصولا ساز هميشه همراه دهل است كه معمولا اين قطعات شيرين خسرو، سنگين سما، سه پا، دو پا و سوار بازي هستند.
تا زماني كه جان در بدن دارم و توانايي داشته باشم سر نا ميزنم. چون هر بار در سرنا ميدمم خودم را در غم و شادي اين مردم شريك ميدانم و هيچ چيز برايم لذتبخشتر از اين نيست كه ميبينم وقف مردم شدهام
استاد شاه ميرزا مرادي هنرمند ارزنده و صاحبنام و از استادان موسيقي محلي ايران در 23 آذرماه سال 1376 هجري شمسي درگذشت. او در سال 1304 هجري شمسي در روستاي باباخاني دورود از توابع استان لرستان به دنيا آمد. از 10 سالگي به موسيقي گرايش يافت و از همان زمان ابتدا با آموختن تنبك آغاز كرد و سپس در 15 سالگي سُرنا نوازي را شروع كرد و از آن پس سُرنا ساز اصلي او شد. شاه ميرزا مرادي بر ظرايف و دقايق موسيقي لري به خوبي تسلط داشت و در سُرنا نوازي به شيوهاي گسترده از بداههنوازي بهره ميگرفت. استاد شاه ميرزا مرادي علاوه بر جشنوارههاي داخلي موسيقي در ايران در بسياري از جشنوارههاي بينالمللي موسيقي شركت جست و در هر يك افزون بر كسب جوايز متعدد نشانهاي افتخار هم دريافت كرد. او در سال 1372 هجري شمسي در جشنواره سازهاي دو زبانه كه هر سه سال يكبار در اروپا برگزار ميشود شركت كرد و هيأت داوران از ميان 150 نفر شركتكننده برجسته دنيا، استاد شاه ميرزا مرادي را به عنوان بهترين نوازنده سازهاي بادي دنيا برگزيد.
شاه ميرزا از معدود افرادي بود كه گنجينهاي بزرگ را با خود به دل خاك برد و آيندگان از داشتههاي او محروم شدند و متأسفانه كسي در زمان حيات او به فكر نجات گنجي كه او در سينه داشت نيفتاد.
هيچ كس نميداند كه چه نيرويي شاه ميرزا را 23 سال به دزفول ميكشاند تا در دهه محرم و عاشورا ساز چپي بزند. همانطور كه كسي نميداند كدامين نيرو تن نحيف و لاغر او را استوار ميداشت تا ساعتها در مراسم شادي مردم سرنا بنوازد و هيچكس ندانست كه در پشت چشمان بسته او در هنگام سرنا زدن چه ميگذشت.
پيرمردي لاغر اندام و نحيف، بسيار كم حرف، متواضع، قانع و صبور، گرچه در بيرون از مرزهاي ايران بنام و مشهور بود اما در شهر خود كمتر موردتوجه مسئولان قرار گرفت.
شاه ميرزا در معرفي فرهنگ غني لرستان به جهان سهم بسزايي داشت. در جشنوارههاي فراواني شركت كرد. كه در جشنواره آوينيون فرانسه با كسب رتبه نخست در سازهاي بادي توانست لقب «مرواريد اقيانوس» را دريافت كند.
استاد شاه ميرزا مرادي در روز 23 آذر 1376 بر اثر بيماري مزمن ريوي و نارسائي قلبي درگذشت. پيكر او بر روي دستان مردم مشتاق در گلزار 17 شهريور دورود به خاك سپرده شد. بعد از آن يادبودي مختصر و ديگر هيچ. به همين زودي نام او از صفحه هنر دولتي پاك شد و تمامي افتخاراتي كه براي ايران به ارمغان آورده بود به فراموشي سپرده شد.
اما اگر برخي همه چيز او را فراموش كردهاند چه باك كه شاه ميرزا هنوز در دل مردم زنده است. هنوز صداي سحرآميز سرناي او در زندگي مردم جاري و تأثيرگذار است.
همانگونه كه پژواك سرناي «اميرقلي» در دشت پهناور «سيلاخور» گوش هر دوستدار هنر را نوازش ميدهد. همانگونه كه صداي دهل هبتالله صادقي ايل را به كوچ فرا ميخواند.
سرنا نوازي رسم ديرين اين سرزمين است. دشت سيلاخور همواره در سيطره سرنا بوده است و امروزه پس از آن رادمردان كساني آمدهاند؛ نبيالله مرادي، شاهرضا مرادي، رحم خدا نوريشاد، تا سور و سوگ اين مردم رنگ اساطيري خود را از دست ندهد.
عموي او (محمدعلي) از نوازندگان بنام كمانچه بود كه وي نزد او نواختن ضرب و كمانچه را تعليم ديد.
استاد مرادي از سن 15 سالگي نزد پدر خود مرحوم «ولي مرادي» به فراگيري سرنا پرداخت و سرنا نوازي را كه يكي از برجستهترين هنرها و مقبول و مالوفترين موسيقي در ميان طوايف خصوصا قوم لر بود را برگزيد.
استاد شاه ميرزا مرادي سرنا را بسيار زلال و شفاف مينواخت. وي در اولين جشنواره موسيقي فجر شركت و به كسب مقام اول و ديپلم افتخار نايل آمد. و همچنين در شهرهاي مختلف از جمله تبريز، اروميه، سنندج و تهران به اجراي برنامههاي سرنانوازي پرداخت.
استاد مرادي پس از آنكه در سال 1370 به فستيوال آوينيون در كشور فرانسه راه يافت و در آنجا پس از اجراي چند برنامه مقام اول سازهاي بادي، جهان را كسب كرد از طرف منتقدان «مرواريد اقيانوس» لقب گرفت و در سالهاي متمادي در كشورهاي فرانسه، انگليس، اتريش، بلژيك و آلمان به اجراي سرنا نوازي پرداخت و در تمام مراحل سرنانوازي پسرش «رضا مرادي» وي را همراهي ميكرد
گفتگو و مصاحبه خواندني و خاطره انگيزي كه زير مطالعه ميكنيد
در شهريور ماه 1376 در روزنامه ايران صورت گرفته است
دورود. خيابان جماران. از شيب تند خيابان كه بالا ميرويم استاد مشغول آب دادن به درختان كنار خيابان است. مغازهاي كوچك دارد كه براي سرگرمي او در اوقات فراغت است. صميمانه استقبال ميكند. خانه ساده او همانند خانه بقيه شهروندان دورودي، بسيار صميمي است. با صدايي آرام و متين شروع به صحبت ميكند.
در سال 1307 در روستاي باباخاني به دنيا آمدم. از سن 10 سالگي در كنار عمويم محمدعلي مرادي كه استاد كمانچه بود ضرب زدن را آغاز كردم. در حين آموختن ضرب، آموزش كمانچه را نيز شروع كردم و كمانچه را از عمويم فرا گرفتم. در سن 15 سالگي با علاقه شديد سرنا از پدرم كه سرنا مينواخت آموختم و تا امروز اين كار ادامه دارد.
در خصوص كار خود ميگويد: موسيقي در پيش از انقلاب فقط منحصر به جشنها ميشد. خوشبختانه با پيروزي انقلاب اسلامي موسيقي محلي هم جايگاه حقيقي خود را پيدا كرد. به نحوي كه از كارهاي با ارزش به طور صحيح استفاده ميشود.
امروز من هم زير نظر ارشاد اسلامي دورود هستم و از اين اداره حقوق ميگيرم. مقامهاي مسئول در تهران خانهاي براي من در نظر گرفتند كه من به خاطر علاقه شديدي كه به زادگاهم و مردم آن دارم و اساساً فكر ميكنم كه هنر من از اين مردم و براي اين مردم است به تهران نرفتم.
وقتي از او پرسيده ميشود كه تا چه زماني سرنا خواهيد نواخت ميگويد: تا زماني كه جان در بدن دارم و توانايي داشته باشم سر نا ميزنم. چون هر بار در سرنا ميدمم خودم را در غم و شادي اين مردم شريك ميدانم و هيچ چيز برايم لذتبخشتر از اين نيست كه ميبينم وقف مردم شدهام. از سرنانوازان عزيزي كه چه در دورود و چه در ديگر نقاط لرستان سرنا مينوازند تقاضا دارم با جديت كارشان را ادامه دهند و مدارج عالي را طي كنند. اين ساز با مردم عجين شده است.
با سازتان چه ميگوييد؟ من هميشه وقتي سرنا ميزنم چشمانم را ميبندم و در درون خودم سير و سفرها ميكنم. عالمي ديگر دارم و به جرأت ميتوانم بگويم كه اصلاً متوجه اطرافم نيستم. هر چه هست ميدانم كه شادي را از سرنا به دل مردم ميپاشم و آن شادي را با چشمان بسته به خوبي ميبينم و حس ميكنم كه مردم هم ميدانند در درون من چه خبر است و اين رابطه متقابل مرا به شوق ميآورد به نحوي كه اگر ساعتها سرنا بزنم اصلا خسته نخواهم شد.
او درباره كاربرد سرنا در آيين سوگواري ميگويد: سرنايي كه در عزا زده ميشود با سرناهاي شادي فرق ميكند. سرناي عزا به نام ساز چپي معروف است و مقداري از ساز معمولي بزرگتر است. ساز چپي در هنگام تشييع جنازه مقامي دارد و در هنگام خاكسپاري ميت مقامي ديگر. از ساز چپي بيشتر در روز عاشورا استفاده ميشود. كه اين حقير افتخار دارم 14 سال در شهر دزفول در عزاي حسين ابن علي (ع) ساز چپي زدهام.
نام قطعاتي كه در آيين شادي نواخته ميشود به روايت استاد شاه مرادي اينگونه است: اصولا ساز هميشه همراه دهل است كه معمولا اين قطعات شيرين خسرو، سنگين سما، سه پا، دو پا و سوار بازي هستند.
و او درباره تاريخچه سرناي خود ميگويد: فقط ميدانم كه اين ساز از چوب آبنوس ساخته شده است و از 7 نسل قبل به من به ارث رسيده است.
او درباره سفرها و كنسرتهايي كه در داخل و خارج از كشور اجرا كرده است ميگويد: «با ارزشي كه موسيقي محلي بعد از انقلاب پيدا كرد اين حقير موفق شدم در سال 1369 همراه پسرم رضا مرادي كه دهل ميزند به كشور فرانسه براي شركت در جشنواره جهاني موسيقي سازهاي بادي بروم كه در اين جشنواره بعد از اجراي برنامه لقب مرواريد اقيانوس را گرفتم.
در سال 1372 در كشور آلمان كنسرتي داشتيم. در 14 شهر آلمان به طور جداگانه كنسرت داشتيم كه با استقبال بينظير مردم روبهرو شد.
اين چهره سرشناس موسيقي لري با اجراي كنسرتهاي متعدد در ايران و ديگر كشورها، توانست گوشههايي از موسيقي فولكوريك ايران را به جهانيان معرفي كند
چراغ هاي رابطه ياد مرواريد اقيانوس وگنجينه موسيقي محلي ايران را گرامي ميدارد
روزنامه اطلاعات و روزنامه ايران