دولت نهم حزبستیزترین دولت جمهوری اسلامی است. هیچ دولتی تاكنون به اندازه دولت نهم به احزاب سیاسی از اصولگرا تا اصلاحطلب حمله نكرده است. اما هیچ دولتی نیز به همین اندازه فعالیت تشكیلاتی و حزبی نمیكند.
اگر چنین است ما از همین فردا تغییر مرامنامه و روش و منش میدهیم تا همه این مشكلات و از جمله مشكلات خودمان حل شود... دستكم میتوانیم از یارانههای ریالی و دلاری و آگهیهای كلان دولتی برخوردار شویم.
كدام رسانهای در كشور ما وجود دارد كه جایگاه قانونی نهادهای نظام و از جمله رهبری را حتی نقد كرده باشد. كدام حزب سیاسی قانونی در كشور وجود دارد كه فعالیت غیرقانونی، زیرزمینی و براندازانه داشته باشد.
مسوولان دولت نهم حق دارند، بگویند كه بیسابقهترین انتقادات به این دولت میشود و مخالفان خود را متهم كنند به اینكه تنها عیبهای دولتیان را برجسته میكنند و چشم بر جمله هنرهای این دولت میبندند.
دولتمردان نهم اما به این نكته توجه نمیكنند كه در كل دوران جمهوری اسلامی سابقه نداشته است كه خبرگزاری رسمی كشور تنها موضع دولتیان را پوشش دهد و دیگر اصولگرایان و اصلاحطلبان را به چوب نقد و تخریب براند.
در هیچیك از دولتهای گذشته چند روزنامه دولتی (ایران، خورشید و وطن امروز و...) با ساختمانهای مجلل، كاغذهای گلاسه و سرمایههای كلان چنین بیمحابا منتقدان دولت را آماج حملات خود قرار نمیدادند و كاههای عملكرد مثبت دولت را كوه نمیكردند. (رسانه ملی جای خود دارد)
اما چرا دولتی كه چنین از ابزار رسانهای استفاده میكند، در برابر چند روزنامه مستقل با تحریریهها و امكانات ابتدایی، كاغذهای بوگرفته و نامرغوب و بدهیهای زیاد به چاپخانهها و... كه تیراژ مجموع آنها شاید به دویست هزار نرسد، چنین تاب از كف میدهند كه بنا به گفته مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور در گفتوگو با كارگزاران آنها را با صفت «برانداز دولت» براند و به صراحت بگوید كه دولت هیچگونه كمك اقتصادی به این مطبوعات نمیكند و دیگر مسوولان فرهنگی كشور به خصوص مدیران وزارت ارشاد به صورت علنی، عملی و بیشتر غیررسمی به صراحت بگویند كه با این انتقاداتی كه شما به دولت میكنید، انتظار كمك از دولت نداشته باشید كه هیچ، انتظار این را هم نداشته باشید در كشوری كه 80 درصد اقتصاد آن دولتی است، آگهی در این روزنامهها به چاپ برسد.
فعلا هدیه رئیسجمهوری را پیشكش همان خبرگزاریها، روزنامهها و دیگر رسانههای دولتی، نیمهدولتی، شبهدولتی و غیردولتی! هوادار دولت میكنیم. اما چرا وقتی رئیسجمهور در روز خبرنگار به صراحت به زیردستانش دستور میدهد كه شكایتهای خود را از مطبوعات پس بگیرند مدیران مسوول و وكلای روزنامهها و حتی نویسندگان باید از این دادگاه به آن دادگاه بروند و جوابگوی شكایت فلان وزارتخانه یا سازمان دولتی باشند. آیا دستور رئیسجمهوری صوری است یا زیردستان رئیسجمهور محترم بهایی برای دستور مافوق خود قائل نمیشوند؟
چرا وقتی مقام معظم رهبری از بیبندوباری در فضای مطبوعات ابراز ناخرسندی میكنند، دولتیان و رسانههای هوادار فوری این جریدههای ناچیز را مخاطب نگرانی مقام معظم رهبری قرار میدهند تا خبرنگارانی كه با حقوق معوقه و ناچیز، برای پرداخت اجارهخانه و هزینههای كمرشكن اقتصادی كه با گوشت و پوست لمسش میكنند، مشکل دارند، دست و دلشان بلرزد. حتی اگر دولتیان با آمار و ارقام این گرانیها را انكار كنند ما كه میدانیم مثل همه اقشار متوسط به پایین این جامعه، با درآمد ثابت پارسال هزینههای زندگیمان دوبرابر شده است.
دولت نهم حزبستیزترین دولت جمهوری اسلامی است. هیچ دولتی تاكنون به اندازه دولت نهم به احزاب سیاسی از اصولگرا تا اصلاحطلب حمله نكرده است. اما هیچ دولتی نیز به همین اندازه فعالیت تشكیلاتی و حزبی نمیكند. اگر انتقادی در مطبوعات اصلاحطلب به این دولت میشود انتقاد به یك حزب سیاسی بیشناسنامه و برخوردار از همه مواهب و نعمتهای مادی، معنوی و رسانهای است. اگر دولتهای گذشته حزب سیاسی تشكیل میدادند، دولت نهم خود در قامت حزب سیاسی قرار گرفته است. اگر انتقادی به دولت میشود از همین نگاه است كه نباید دولت از امكانات عمومی و ملی بهرهبرداری حزبی كند. كدام روزنامهای در كشور سراغ دارید، چه حزبی و چه غیرحزبی كه ساختارهای موجود و قانونی در جمهوری اسلامی را به زیر سوال برده باشد.
كدام رسانهای در كشور ما وجود دارد كه جایگاه قانونی نهادهای نظام و از جمله رهبری را حتی نقد كرده باشد. كدام حزب سیاسی قانونی در كشور وجود دارد كه فعالیت غیرقانونی، زیرزمینی و براندازانه داشته باشد. در هر نظام دموكراتیك جابهجایی قدرت به این معناست كه احزاب سیاسی به شیوههای مسالمتآمیز در جهت كسب قدرت تلاش كنند. در كدام فرهنگ سیاسی این فعالیت را براندازی دولت میخوانند. اگر یك حزب سیاسی یا روزنامه متبوعش نتواند نهادی انتخابی را به نقد و چالش بكشد و اگر این كار را بكند به هزار صفت حرامخواری و فساد سیاسی و اقتصادی و مافیابازی متهم میشود، پس چگونه باید فعالیت سیاسی كرد و متهم به براندازی دولت نشد؟ آیا همه باید از دولت و سیاستهای مشعشعش تعریف و تمجید كنند. اگر روزنامههای منتقد به چاپلوسی از دولت بپردازند، مشكلات اقتصادی و سیاسی كشور حل میشود؟
اگر چنین است ما از همین فردا تغییر مرامنامه و روش و منش میدهیم تا همه این مشكلات و از جمله مشكلات خودمان حل شود... دستكم میتوانیم از یارانههای ریالی و دلاری و آگهیهای كلان دولتی برخوردار شویم. دستكم میتوانیم قیمت روزنامهها را مثل روزنامههای دولتی كاهش دهیم تا خوانندگانمان را راضی نگه داریم. كاغذ مرغوبتری استفاده كنیم تا عكسها و مطالب پشت و روی صفحه در هم دیده و خوانده نشود و چشمهای خوانندگانمان را نیازارد، یا حداقل سر هر ماه بتوانیم حقوقمان را از كارفرما طلب كنیم.
اگر مسوولان دولتی معتقدند كه یك رسانهای به گمان اینكه مخالف و بلكه برانداز آنها است با استناد به كدامین مدرك چنین تهمتی را به آنها میزنند و با چه حق قانونی، شرعی و مجوزی از درآمدهای كلان ناشی از پول نفت كه به همه آحاد مردم این سرزمین مربوط است برخی از شهروندان خود را محروم میكنند. درست است كه سیاست توزیع مقتدرانه ارزشها (امكانات) است و ما هم حرفی در اینباره نداریم اما درآمدهای دولت از چه راهی به دست میآید كه برخی از شهروندانش را حقی در آن نباشد؟
اگر پول مالیات است كه نیست، خب ما هم مالیات میپردازیم و اگر از درآمدهای بادآورده نفتی است كه یا هیچكس را از مردم این سرزمین نصیبی از آن نیست و یا اگر هست، به كدامین مجوز در توزیع این ثروت همگانی بخشی از شهروندان باید از آن محروم بمانند. مگر در سیره امام علی(ع) نبود كه حتی بازماندگان خوارج را هم از بیتالمال محروم نمیكرد. آیا ما از خوارج هم خارجیتریم؟ با همه این اوصاف ما حاضریم از همه ادعاهای بهحق مادی و معنوی خود بگذریم اما از متولیان فرهنگی دولت و به ویژه شخص وزیر ارشاد میخواهیم ما را برانداز، مخالف نظام و بداخلاق نخوانند.
ما به منافع ملی و عزت و سربلندی كشورمان پایبندیم و برای اصلاح همه كژیها و كاستیها و ناكارآمدیها تلاش میكنیم. قانون نصبالعین ماست و فراتر از آن چه در قانون آمده، هرچند به زیانمان باشد، چیزی نمیخواهیم. ما ایرانی، مسلمان و آزادهایم. ما شهروند پایبند جمهوری اسلامی هستیم. ما روزنامهنگاریم.
كارگزاران