بسياري از آثار ادبي جهان در قالب فايل هاي شنيداري و همراه با موسيقي منتشر شده اند. «کليدر» الان به يکي از رمان هاي کلاسيک فارسي تبديل شده است. آيا اثر شما اقتباسي موسيقايي از رمان «محمود دولت آبادي» است يا اينکه يک اثر مستقل خلق کرده ايد و خودتان را اصلاً به اين رمان و موسيقي جغرافيايي که اين رمان در آن اتفاق مي افتد که نواحي شمال خراسان است، محدود نکرده ايد؟
اين موسيقي به طور اختصاصي براي بخش هاي محدودي از رمان «کليدر» که «محمود دولت آبادي» در استوديو خوانده اند، ساخته شده است. هر قسمتي از اين موسيقي سعي مي کند که حس آن بخش از رمان که خوانده مي شود را بيان کند. بنابراين، اين موسيقي براي رمان «کليدر» و صداي «محمود دولت آبادي» ساخته شده است. اين يک وجهش است و وجه ديگرش اين است که من اين موسيقي را براي خودم هم نوشته ام. به اعتقاد خودم، موسيقي «کليدر» يکي از بهترين کارهايي است که من تا امروز ساخته ام. نه فقط به اين دليل که براي «کليدر» دولت آبادي است، بلکه به اين دليل که من تا به حال در هيچ کدام از آثارم اينقدر به درون خودم مراجعه نکرده ام.
- چرا؟
براي اينکه اين سياه ترين موسيقي است که من تا به حال در عمرم نوشته ام. اين موسيقي تمام وجود من را شخم زد و البته متن «کليدر» و نوع خواندن «دولت آبادي» هم خيلي مهم بود. اين را هم بگويم که من دو ماه، هيچ نتي ننوشتم و فقط در خانه راه مي رفتم و فقط فکر مي کردم. چندين بار به کاغذ پارتيتور حمله کردم که شروع به نوشتن کنم و صفحاتي را نوشتم و دور ريختم. چندين شروع مختلف را تجربه کردم و هيچ يک من را راضي نمي کرد. در نهايت دو ماه طول کشيد تا من در ذهنم به نتيجه برسم و چهار ماه هم نوشتنش طول کشيد. من در نوشتن اين موسيقي يک نگاه به «کليدر» داشتم و يک نگاه به درون خودم. در اين اثر، اين دو با هم آميخته شده اند. در ابتداي پارتيتور نوشته ام «اين موسيقي سوگنامه عشق است و غم نامه فراق و تنهايي». فضاي ذهني و باطني من در شش ماهي که روي اين موسيقي کار مي کردم، اين بود. خود «کليدر» مگر سوگنامه عشق نيست؟ خود «کليدر» مگر غم نامه فراق و تنهايي نيست؟ آن هم هست. اينها درهم تنيده شده است. يعني آنچه در وجود من بوده در موسيقي «کليدر» دولت آبادي ريخته شده است. صرف نظر از اينکه «دولت آبادي» از اين موسيقي خوشش بيايد يا نه. امکان دارد «محمود دولت آبادي» از اين موسيقي خوشش نيايد. به من ارتباطي ندارد. همچنان که امکان داشت من اصلاً از «کليدر» دولت آبادي خوشم نيايد. اين هم ارتباطي به ايشان نداشت. اين موسيقي را من ساختم و وجودم در اين موسيقي است. بنابراين وجود من، صداي «دولت آبادي» و متن «کليدر» درهم آميخته شده است و اينها غيرقابل تفکيک هستند.
- تکه هايي که از «کليدر» انتخاب شده، انتخاب شما است يا «دولت آبادي»؟
اين قطعات را «محمد افتخاري»- مترجم و ويراستار- انتخاب کرده اند. همه کتاب هاي من را ايشان ويراستاري کرده اند و از دوستان نزديک من و «محمود دولت آبادي» هستند. «دولت آبادي» به علت مشغله، فرصت نداشت و اين کار را به «محمد افتخاري» واگذار کرد. وي هم دو برابر حجمي را که لازم بود خوانده شود، انتخاب کرد و سپس «دولت آبادي» نظر داد که کدام باشد و کدام نباشد. قطعاتي که تاييد شد توسط «محمود دولت آبادي»، درست دو سال و نيم پيش در استوديو خوانده شد و ده ماه است که اين موسيقي ضبط و ميکس شده است.
خلاصه گفتگو محمد رضا درويشي با روزنامه اعتماد
وب سايت چراغ هاي رابطه قسمت هايي كه در باره كتاب كليدر بوده برگزيده است