آيين كهن نوروز از سده هاي گذشته با آتش افروزي گروهي از بازيگران و نوازندگان برگزار مي شده است
با فرا رسيدن بهار اين بازيگران و نوازندگان با لباس هاي سرخ و كلاهي بلند ونوك تيز با زنگ و منگوله بر سر و مشعل در دست نويد فرا رسيدن نوروز و بهار را مي دادند .
در نخستين روزهاي بهار تا سيزده به در اين نوازندگان، در معابر جشن نو شدن ، جشن تجديد حيات طبيعت را برپا مي داشته اند . گروهي از اين نوازندگان صورت و گردن خود را سياه مي كرده اند
جامه هاي رنگين و متلون مي پوشيده اند .در سالهاي بعد ، گذشت زمان آتش افروز ها را تبديل ميكند
به حاجي فيروز ، با اين تفاوت كه حاجي فيروزها بدون آتش و مشعل به خيابان ها مي آمده اند
ولي همچنان با گردن و صورت سياه و لباس هاي رنگارنگ، مخصوصا لباس قرمز و كلاه بوقي و دايره زنگي و دف و رقص كنان با حركات آميخته با خوشمزگي وشيرين كاري به ميان مردم مي آمده اند و اسباب نشاط و مسرت در بين آنان مهيا مي كرده اند
حاجي فيروزه سالي يه روزه
همه مي دونن ، منم مي دونم
عيد نوروزه سالي يه روزه
ارباب خودم سامبلي بليكم
ارباب خودم سرتو بالا كن
ارباب خودم به من نيگا كن
ارباب خودم لطفي به ما كن
ارباب خودم بز بز قندي
ارباب خودم ، چرا نمي خندي
بشكن ، بشكنه ، بشكن
من نميشكنم ، بشكن
اين جا بشكنم ، يار گله داره
اونجا بشكنم ، يار گله داره
اين سياه بيچاره چقد حوصله داره
حاجي فيروزه ....