محمود دولتآبادي : كار هنري را با بازي در تعزيه شروع كردم. اين نمايش آييني مذهبي هرگز هيچكسي را دچار اشكال نميكند، چراكه در خود نوعي اصالت و باور دارد كه با حافظهي ما همخواني دارد.
اين رماننويس كه شامگاه 26 ديماه دربارهي تجربههاي خود در زمينهي تئاتر و سينما در خانهي سينما سخن ميگفت، ادامه داد: در پنج شش سالگي با تعزيه آشنا شدم و خاطرهي اين هنر كه آن زمان، استقبال فراواني از آن ميشد، هنوز همراه من است. آنچنان كه بعدها در نقش برادران حر، حضرت علياكبر (ع) و حتا شمر بازي كردم و در دورهي نوجواني به عشق هنر نمايش از شهرستان به تهران آمدم.
وي با تشريح چگونگي ورودش به عرصهي بازيگري تئاتر، بيان كرد: امروزه، هنر از آموزش علمي و آكادميك بالايي برخوردار شده است؛ اما در دورهي ما چنين نبود و عشق، حرف اول را ميزند. هرچند شيوهي ما اصلا خوب نبود، چراكه انرژي بسيار زيادي صرف كارمان ميكرديم؛ اما در مقابل چيز اندكي بهدست ميآورديم. با اين حال، ارزش كار ما به عشق بيكرانمان به هنر تئاتر بود.
بازيگر نمايش «حادثه درويشي» تئاتر را حيرتانگيزترين هنر توصيف كرد و افزود: هنوز هم در ميان همهي هنرها، تئاتر اگر بهمعناي درست آن اتفاق بيفتد، حيرتانگيزترين است و من هنوز هنگام ديدن بازي بازيگران دچار حيرت و اشتياق ميشوم.
نويسندهي نمايشنامههايي چون «تنگنا» و «ريل» دربارهي شيوهي كاري بازيگران جديد، گفت: امروزه ميبينيم كه موضوع، سهل و آسان گرفته ميشود. هرچند شرايط دشوار زندگي را ميدانيم و معتقديم همه بايد از رفاه نسبي برخوردار باشند؛ اما اين نگاه سهل و آسان به هنر، ستون فقرات بازيگري ما را لق كرده است.
دولتآبادي اظهار داشت: دو شيوهي كار وجود دارد يا با اشتياق ميدويم و ميخواهيم به نقطهاي برسيم يا ميخواهيم تنها برويم و به مقصد خود نميانديشيم و تصور ميكنم، موقعيت كنوني نمايش ما از نوع دوم است كه هنرمند به نتيجه و مقصد كار خود نميانديشد.
نويسندهي «كليدر» و «سلوك» با تاكيد بر لزوم بازنگري در سيستم هنري ايران، ادامه داد: جامعهاي كه بازآفريدههاي خود را تبيين، تشريح و نقد نكند و از آن بگذرد، نميتواند رشد و پيشرفت كند و درست نيست كه فرودها و ضعفهاي هنري مانند تئاتر را در اين يكصد سال اخير ناديده بگيريم، چراكه در اين صورت، حركت تئاتري ما روبه جلو نخواهد بود.
وي اضافه كرد: تا دير نشده است، بايد ارزيابي درستي نسبت به آثار هنري در تئاتر، سينما و تلويزيون انجام دهيم و عوامل ركود و ضعف اين هنرها را شناسايي كنيم.
اين رماننويس كه با گروههاي تئاتري «آناهيتا» و «هنر ملي» همكاري كرده است، متذكر شد: نسل ما مانند كشت ديم بود كه بسياري از ما سوختند و جا ماندند؛ اما عدهاي كه ماندند، طعم نانشان بسيار خوب بود. بنابراين هرچند فقدان امكانات را ارزش نميدانم، اما وجود امكانات هم هميشه مفيد نيست، چراكه امروزه ميبينيم، برخي جوانان آثاري را اجرا ميكنند كه حتا تلفظ درست نام آنها را هم نميدانند و گويي حرمت هنر و كلام به اين آساني از ميان رفته است. يكي از مستندات سخن من نبود راديها، بيضاييها، ساعديها و نعلبنديانهاي دوم است.
به باور او، اگر تئاتر را در مسير درست خود هدايت كنند به هيچكسي و هيچ جا ضربهاي وارد نميشود. البته در اين سالها بودند، هستند و خواهند بود كساني كه تلاش ميكنند، هنر نمايش را در مقابل بادهاي شديد نگه دارند.
دولتآبادي دربارهي تجربيات خود در زمينهي سينما نيز بيان كرد: پيش از ورود به تئاتر، عاشق سينمايي خاچيكيان بودم. در آن زمان، فيلمنامهاي هم نوشتم. سينما براي من بسيار شوقانگيز بود و آنچه از سينماي دورهي جيمز دين، كلارك گيبل و ... آموختم ويرايش بود كه در ادبيات بسيار از آن استفاده كردم.
او با تاكيد بر ضرورت يادگيري توسط هنرجويان جوان، گفت: همواره از تئاتر، سينما و ادبيات در راستاي رشد هريك از آنها آموختم؛ از سينما پيوند لحظهها و ساختار ادبي را ياد گرفتم.
وي كه تجربهي حضور در فيلم «گاو» داريوش مهرجويي را دارد، دربارهي عدم حضور دوبارهاش در سينما، توضيح داد: بعد از حضور در فيلم «گاو»، مهرجويي گفت كه قصد دارد فيلم «جنايت و مكافات» را كار كند و نقش راسكولينكوف را به من بدهد، اما پس از آن، هرگز آن دعوت تكرار نشد و تصور كردم براي ورود به سينما بايد به سينماي حرفهيي آن زمان بروم كه تمام داستانهايش كليشهاي بود و برايم جذابيتي نداشت.
دولتآبادي در پاسخ به پرسشي دربارهي چگونگي بهتر شدن نقش، اظهار كرد: بيش از 70 درصد بازيگران ما در تئاتر و سينما تمام قابليتهاي لازم را دارند؛ اما وقتي نقشي نوشته نميشود، نميتوانم هيچ توصيهاي داشته باشم. به اعتقاد او، اگر نقش حتي ذرهاي درونمايه داشته باشد، بازيگر آنرا ميتواند بازآفريني كند؛ اما امروزه در سينماي ما حتا ستارهسازي هم وجود ندارد.
وي همچنين دربارهي اقتباس مسعود كيميايي از داستان «اوسنه بابا سبحان» براي ساخت فيلم «خاك»، توضيح داد: براي تمام افراد و سطح كار آنها احترام قائلم؛ كيميايي با ساخت «قيصر» بسياري را به سينما راغب كرد، اما دربارهي «خاك»، كار او براي من قابل پذيرش نبود. هرچند دوستي ما به قوت خود باقي است، اما پايهي آن كار درست نبود. درحاليكه اگر درست ميبود، همكاري ما با يكديگر ادامه پيدا ميكرد.
دولتآبادي در اين نشست مراتب تاسف خود را از درگذشت اكبر رادي اعلام كرد و گفت: متاسف و اندوهگينم و او را بهخاطر سلوك و هنرش كه بسيار ارزشمند بود، ميستايم، بويژه اينكه در ستايش او، مطلبي براي يكي از جرايد نوشتم كه هرگز منتشر نشد.
منبع:ايسنا