صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS
چراغ هاي رابطه


در باره سايت
شعر هاي احمد شاملو
شعر ايران
شعر جهان
طنز وطرح وكاريكاتور
كتاب مطبوعات
وبلاگ ها وسايت ها
عکس،عکاس،عکاسی
عكس هاي چراغ هاي رابطه
سينما تئاتر تلويزيون
عكس عاشوراي خرم اباد
لرستان/هنر،ادبيات،فرهنگ
موسيقي وآهنگ
تابلوی مرگ
نوروز وجشن هاي ايرانيان
ضرب المثل وفرهنگ عامه
ادبي فرهنگي هنري
نويسندگان معاصر ايران
مستطيل سبز سياست
لينك باكس چراغ هاي رابطه

یاران خیلی دور..... خیلی نزدیک

مریم اسحاقی
مینو نصرت
آزاده دواچی
هوشنگ سامانی
یوسف علیخانی
لينكدوني
‎لرستان ما /ابراهیم خدایی
‎ ‎درخت وخنجر وخاطره
‎ ‎لور نشريه فرهنگي مردم لر
‎ ‎ محمد علي اسلامي ندوشن
بانکول /عه تا
‎ ‎دانلود كتاب الكترونيكي
وب نوشت محمد علي ابطحي
‎ ‎سايت شيرين عبادي
وب سايت فاطمه رجبي
‎ ‎سازمان سنجش آموزش كشور
وبلاگ دوستداران حسين پناهي
بنياد ايران شناسي
دايره المعارف بزرگ اسلامي
سايت فريدون مشيري
سايت سيد علي صالحي
سايت ماه مگ
انجمن شاعران فارسي گوي جهان
آژانس عكس سوره
سايت فريدون مشيري
انجمن خوشنويسان ايران
مجله فرهنگي ادبي بخارا
سايت رسمي احمد شاملو
سايت رسمي صادق هدايت
بنياد هوشنگ گلشيري
سايت بزرگ علوي
سايت بلوط فرهنگي هنري
سايت سهراب سپهري
وبلاگ منيرو رواني پور
تازه هاي ادبي
عطاءالله مهاجرانی وجميله كديور
ديكشنري آنلاين با تلفظ
وب سايت وموسسه گل آقا
وب سايت فرخنده آقايي
آنا سايت دانشگاه آزاد
سايت لطف اله ميثمي
تادانه يوسف عليخاني
نيك آهنگ كوثر
داريوش آشوري
بزرگمهر حسين پور
زهرا طهماسبی(مهتاب)
مهري جعفري/ سازم را كوك ميكنم
در كوچه هاي شعر گناباد
مريم اسحاقي
مينو نصرت/ واژگان خيس
وب سايت منيرو رواني پور
فرزانه مهران
رسول يونان
نصور نقي پور/ مقاله هاي فارسي
ابراهيم رها/سركوچه
خبرگزاري مجلس/ خانه ملت/
خبرگزاري آفتاب
سايت امروز
سايت خبري تحليلي كلمه
پايگاه اطلاع رساني نوروز
سايت خبري جمهوريت
موسسه فرهنگي تبيان
حبیب شوکتی نیا
فرشته نوبخت
سايت خدمت
خبر آنلاين
مجله هفت سنگ
كانون ادبيات ايران
خبرگزاري كتاب ايران
سي نما
خانه هنرمندان ايران
بنياد سينمايي فارابي
انجمن سينماي جوان ايران
سیب گاززده/سعید کمالی دهقان
نشريه گيله وا
حميد رضا سليماني
كتابهاي رايگان فارسي
كانون زنان ايراني
جستار /داريوش آشوري
علي رضا زرين
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران
خانه موسيقي
آي كتاب
خورشيد/جايزه شعر زنان
سایت الف/احمد توکلی
پارسینه /خبری تحلیلی
سینما فردا/فیلم کوتاه
ادبستان سايت شعرو ادبيات
ميترا الياتي/جن وپري
سايت نوانديش
سايت كتاب نيوز
سايت تابان
هوشنگ سامانی/موسیقی ما
سحام نیوز
خانه كتاب
ويكي پديا
سايت سخن گستر
سايت سرو
پريسا خواننده آواز ايراني
سایت زن فردا
نشریه ادبی عروض
سایت خانواده سبز
كتاب بيست
فرارو پایگاه خبری
سایت فردا
جهان نیوز
سایت تحلیلی رویداد
سايت بي طرف
راديو زمانه
دویچه ‌وله
پايگاه ادبي خزه
آتي بان
همراوی /نشریه داستان
خوابگرد/سيد رضا شكراللهي
دانوش
سايت ايران تئاتر
سایت لینک روزانه
آینده ،رسانه مستقل
واحد مرکزی خبر
سایت گویا
دوشنبه /تیتر مقالات وخبرها
آی طنز /پایگاه طنز وفکاهی
سايت يك پزشك
مينياتور
عباس معروفي
هشتاد/ادبیات جوان ایران
سایت ادبی والس
نشریه فروغ
آوانگارد
گروه اينترنتي كولي ها
هجوم/مچله ادبی شمال ایران
عکس آنلاین
مجله ادبی عصر آدینه
صفحه سیزده/مریم مهتدی
آزاده دواچي
وب نوشت های حسین پاکدل
محمد رضا ترکی /فصل فاصله
گفتگو /ادبیات داستانی
ناصر ساجدی/ساری یول
حکایه/وبگاه ادبی
رضا رفيع
سايت وازنا
سايت سخن
لغت نامه دهخدا
بیتوته/سایت سرگرمی
سوره مهر
سايت تحليلي تابناك
ابزارك /ابزار هاي وب
آمار لحظه لحظه جهان
جستجوگر یاهو
جستجوگر فارسی گوگل
سایت بلاگفا
جیمیل



وبلاگ شخصي نصرت درويشي

قطار وبگردی Persian Websites Directory




هوشنگ سامانی

ترانه های سیاسی عهد مشروطه از نگاه "هوشنگ سامانی"

 ترانه سرایی با طعم و رنگ سیاسی از دیرباز در میان همه اقوام ایرانی مرسوم بوده است. آن جا که مردمان ایل نشین، وقتی از جور ارباب به تنگ می آمدند و امکان شکایت مستقیم نداشتند، با استفاده از ترانه های انتقادی و گاه هجو آمیز، خان و ارباب خویش را نقد می کردند.

 چنین مواردی بیشتر در جشن های عروسی صورت می گرفت و کسی هم قادر به مقابله نبود حتی خان و ارباب. در کانون تمدن های شهری مانند شیراز، اصفهان، تبریز و تهران نیز این گونه بود که اهل ذوق ولو این که شاعر شناخته شده ای هم نباشند، چیزکی را در ارتباط با وقایع روز می ساختند و چون این واژه های منظوم، برای مخاطبان شیرین و دلنشین بود، دهان به دهان می گشت و منظور اصلی سراینده از جایی به جایی می رفت. در واقع آن زمان، ترانه های عامیانه همانند رسانه های امروزی، نقش آفرین بودند. به جز این، راه موثر دیگری برای انتقال مفاهیم مشترک اجتماعی وجود نداشت. نخستین روزنامه های ایران هم در عهد ناصری کاملاً دولتی بودند و چیزی جز نظر حاکمان وقت را بازتاب نمی دادند.

سال 1285 خورشید (1906 میلادی) نقطه عطفی در همه شئون زندگی ایرانیان محسوب می شود. دوره ای که در آن انتقادهای تند سیاسی در قالب شعر و ترانه و گاه تصنیف آهنگین پر رنگ تر از هر دوره دیگری می نمایاند. به جز چهره های آزادی خواه و مشهور آن دوره نظیر عارف قزوینی، اشرف الدین گیلانی معروف به نسیم شمال، ملک الشعرای بهار و بعدها میرزاده عشقی، افراد غیر معروفی نیز با سر هم کردن واژگانی کم و بیش منظوم و پر از انواع طعنه های سیاسی اجتماعی، در این زمینه فعال بودند. بیشتر این ترانه ها به ویژه آن دسته که توسط مردم عادی ساخته می شد، آهنگین بودند و به راحتی ورد زبان می گشتند. در این جا نمونه ای در هجو محمد علی شاه قاجار  پس از گریختن و پناهندگی به سفارت روس را ملاحظه می کنید. شاعر آن معلوم نیست.

ممدلی شاه قرت کو

توپ شرنپل ات کو

لیاخوف خوشگلت کو

شاپشال قصابت کو

شست تو بده به یپرم

دست تو بده به یپرم

بد کردی و بد کردی

مشروطه را رد کردی

 

ممدلی شاه دیوس

رفتی سفارت روس

عجب ادایی داشتی

عجب جفایی داشتی

مشروطه خواهو تو کشتی

گه خوردی و گه خوردی

بد کردی و بد کردی

مشروطه را رد کردی

 

ای شاه بی عدالت

عین الدوله بی غیرت

تو موندی و بی ریشت

با روس و قوم و خویشت

.....

........

بد کردی و بد کردی

مشروطه را رد کردی

 

نمونه های دیگری از ترانه های سیاسی عهد مشروطه را می توان در دیوان نسیم شمال جست و جو کرد. سید اشرف الدین حسینی گیلانی معروف به نسیم شمال، از تندروترین منتقدان استبداد محمدعلی شاهی بود. او در هجویات خود از به کار بردن نام حیوانات و اصطلاحات کوچه بازاری ابایی نداشت ولی از آن جا که اشعارش جفت و بست محکمی داشتند، کسی به این ویژگی اش خرده نمی گرفت. در واقع او همچون مولوی، تعابیر رکیک را نه برای سرگرمی که به منظور انتقال یک مفهوم به کار می بست. اشعار تندش در هجو مجلس شورای ملی سال ها ورد زبان مردم بود. در اینجا نمونه ای از آثار وزین او که شباهت زیادی به تصنیف از خون جوانان وطن ساخته عارف قزوینی دارد، را ملاحظه می کنید.

 

گردید وطن غرق اندوه و محن وای                ای وای وطن وای

خیزید و روید از پی تابوت و کفن وای                ای وای وطن وای

از خون جوانان که شده کشته در این راه            رنگین طبق ماه

خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای     ای وای وطن وای

کو همت و کو غیرت و کو جوش فتوت           کو جنبش ملت

 

 محمد تقی ملک الشعرای بهار بی گمان شاخص ترین ترانه سرای سیاسی عهد مشروطه محسوب می شود که حتی در اوایل دوره رضاخان هم زبان محکم ادیبانه اش بر پیکر ارباب ستم می نواخت. توده مردم وی را بیشتر با ترانه مرغ سحر می شناسند. بهار در سال 1284 خورشیدی (1905 میلادی) سروده زیبایی به مشروطه خواهان که خود نیز از آن ها بود، هدیه کرد.

با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست     کار ایران با خداست!

مذهب شاهنشه ایران زمذهب ها جداست     کار ایران با خداست!

شاه مست و میر مست و شحنه مست و شیخ مست   مملکت رفته زدست

هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست      کار ایران با خداست!

هر دم از دریای استبداد آید بر فراز                       موج های جانگداز

زین طلاطم کشتی ملت به گرداب بلاست         کار ایران با خداست!

مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس  ناخدا عدل است و بس

کار پاس کشتی و کشتی نشین با ناخداست       کار ایران با خداست!

پادشه خود را مسلمان خواند و می سازد تباه    خون جمعی بی گناه

ای مسلمانان در اسلام این ستم ها کی رواست       کار ایران با خداست!

شاه ایران گر عدالت را نخواهد باک نیست     زانکه طینت پاک نیست

دیده ی خفاش از خورشید در رنج و عناست        کار ایران با خداست!

باش تا آگه کند شه را از اين نابخردی                   انتقام ايزدی

انتقام ايزدی برق است و نابخرد گياست                  کار ايران با خداست

سنگر شه چون به دوشان تپه رفت از باغ شاه             تازه تر شد داغ شاه

روز ديگر سنگرش در سرحد ملک فناست               کار ايران با خداست

باش تا خود سوی ری تازد ز آذربايجان                       حضرت ستارخان

آنکه توپش قلعه کوب و خنجرش کشورگشاست       کار ايران با خداست

باش تا بيرون ز رشت آيد سپهدار سترگ                 فر دادار بزرگ

آن که گيلان ز اهتمامش رشک اقليم بقاست         کار ايران با خداست

باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پديد             نام حق گردد پديد

تا ببينيم آن که سر ز احکام حق پيچد کجاست      کار ايران با خداست

خاک ايران، بوم و برزن از تمدن خورد آب              جز خراسان خراب

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست        کار ايران با خداست

 

 

ترانه سرایی با طعم و رنگ سیاسی از دیرباز در میان همه اقوام ایرانی مرسوم بوده است. آن جا که مردمان ایل نشین، وقتی از جور ارباب به تنگ می آمدند و امکان شکایت مستقیم نداشتند، با استفاده از ترانه های انتقادی و گاه هجو آمیز، خان و ارباب خویش را نقد می کردند. چنین مواردی بیشتر در جشن های عروسی صورت می گرفت و کسی هم قادر به مقابله نبود حتی خان و ارباب. در کانون تمدن های شهری مانند شیراز، اصفهان، تبریز و تهران نیز این گونه بود که اهل ذوق ولو این که شاعر شناخته شده ای هم نباشند، چیزکی را در ارتباط با وقایع روز می ساختند و چون این واژه های منظوم، برای مخاطبان شیرین و دلنشین بود، دهان به دهان می گشت و منظور اصلی سراینده از جایی به جایی می رفت. در واقع آن زمان، ترانه های عامیانه همانند رسانه های امروزی، نقش آفرین بودند. به جز این، راه موثر دیگری برای انتقال مفاهیم مشترک اجتماعی وجود نداشت. نخستین روزنامه های ایران هم در عهد ناصری کاملاً دولتی بودند و چیزی جز نظر حاکمان وقت را بازتاب نمی دادند.

سال 1285 خورشید (1906 میلادی) نقطه عطفی در همه شئون زندگی ایرانیان محسوب می شود. دوره ای که در آن انتقادهای تند سیاسی در قالب شعر و ترانه و گاه تصنیف آهنگین پر رنگ تر از هر دوره دیگری می نمایاند. به جز چهره های آزادی خواه و مشهور آن دوره نظیر عارف قزوینی، اشرف الدین گیلانی معروف به نسیم شمال، ملک الشعرای بهار و بعدها میرزاده عشقی، افراد غیر معروفی نیز با سر هم کردن واژگانی کم و بیش منظوم و پر از انواع طعنه های سیاسی اجتماعی، در این زمینه فعال بودند. بیشتر این ترانه ها به ویژه آن دسته که توسط مردم عادی ساخته می شد، آهنگین بودند و به راحتی ورد زبان می گشتند. در این جا نمونه ای در هجو محمد علی شاه قاجار  پس از گریختن و پناهندگی به سفارت روس را ملاحظه می کنید. شاعر آن معلوم نیست.

ممدلی شاه قرت کو

توپ شرنپل ات کو

لیاخوف خوشگلت کو

شاپشال قصابت کو

شست تو بده به یپرم

دست تو بده به یپرم

بد کردی و بد کردی

مشروطه را رد کردی

 

ممدلی شاه دیوس

رفتی سفارت روس

عجب ادایی داشتی

عجب جفایی داشتی

مشروطه خواهو تو کشتی

گه خوردی و گه خوردی

بد کردی و بد کردی

مشروطه را رد کردی

 

ای شاه بی عدالت

عین الدوله بی غیرت

تو موندی و بی ریشت

با روس و قوم و خویشت

.....

........

بد کردی و بد کردی

مشروطه را رد کردی

 

نمونه های دیگری از ترانه های سیاسی عهد مشروطه را می توان در دیوان نسیم شمال جست و جو کرد. سید اشرف الدین حسینی گیلانی معروف به نسیم شمال، از تندروترین منتقدان استبداد محمدعلی شاهی بود. او در هجویات خود از به کار بردن نام حیوانات و اصطلاحات کوچه بازاری ابایی نداشت ولی از آن جا که اشعارش جفت و بست محکمی داشتند، کسی به این ویژگی اش خرده نمی گرفت. در واقع او همچون مولوی، تعابیر رکیک را نه برای سرگرمی که به منظور انتقال یک مفهوم به کار می بست. اشعار تندش در هجو مجلس شورای ملی سال ها ورد زبان مردم بود. در اینجا نمونه ای از آثار وزین او که شباهت زیادی به تصنیف از خون جوانان وطن ساخته عارف قزوینی دارد، را ملاحظه می کنید.

 

گردید وطن غرق اندوه و محن وای                ای وای وطن وای

خیزید و روید از پی تابوت و کفن وای                ای وای وطن وای

از خون جوانان که شده کشته در این راه            رنگین طبق ماه

خونین شده صحرا و تل و دشت و دمن وای     ای وای وطن وای

کو همت و کو غیرت و کو جوش فتوت           کو جنبش ملت

 

 محمد تقی ملک الشعرای بهار بی گمان شاخص ترین ترانه سرای سیاسی عهد مشروطه محسوب می شود که حتی در اوایل دوره رضاخان هم زبان محکم ادیبانه اش بر پیکر ارباب ستم می نواخت. توده مردم وی را بیشتر با ترانه مرغ سحر می شناسند. بهار در سال 1284 خورشیدی (1905 میلادی) سروده زیبایی به مشروطه خواهان که خود نیز از آن ها بود، هدیه کرد.

با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست     کار ایران با خداست!

مذهب شاهنشه ایران زمذهب ها جداست     کار ایران با خداست!

شاه مست و میر مست و شحنه مست و شیخ مست   مملکت رفته زدست

هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست      کار ایران با خداست!

هر دم از دریای استبداد آید بر فراز                       موج های جانگداز

زین طلاطم کشتی ملت به گرداب بلاست         کار ایران با خداست!

مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس  ناخدا عدل است و بس

کار پاس کشتی و کشتی نشین با ناخداست       کار ایران با خداست!

پادشه خود را مسلمان خواند و می سازد تباه    خون جمعی بی گناه

ای مسلمانان در اسلام این ستم ها کی رواست       کار ایران با خداست!

شاه ایران گر عدالت را نخواهد باک نیست     زانکه طینت پاک نیست

دیده ی خفاش از خورشید در رنج و عناست        کار ایران با خداست!

باش تا آگه کند شه را از اين نابخردی                   انتقام ايزدی

انتقام ايزدی برق است و نابخرد گياست                  کار ايران با خداست

سنگر شه چون به دوشان تپه رفت از باغ شاه             تازه تر شد داغ شاه

روز ديگر سنگرش در سرحد ملک فناست               کار ايران با خداست

باش تا خود سوی ری تازد ز آذربايجان                       حضرت ستارخان

آنکه توپش قلعه کوب و خنجرش کشورگشاست       کار ايران با خداست

باش تا بيرون ز رشت آيد سپهدار سترگ                 فر دادار بزرگ

آن که گيلان ز اهتمامش رشک اقليم بقاست         کار ايران با خداست

باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پديد             نام حق گردد پديد

تا ببينيم آن که سر ز احکام حق پيچد کجاست      کار ايران با خداست

خاک ايران، بوم و برزن از تمدن خورد آب              جز خراسان خراب

هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست        کار ايران با خداست

 

 برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ  موسیقی ما - هوشنگ سامانی مراجعه نمایید

 

 

 

 



نظر خوانندگان: 0 نظر
 
 
نشر و نقل مطالب با ذکر منبع (چراغ هاي رابطه) و نشانی سایت‎ (nosratdarvishi.com) ‎نشانه‎ ‎امانتداري و حرفه اي بودن شماست ‏