دست تقدير اينگونه رقم زد که صبح روز گذشته تهيهکننده دومين فيلم کيميايى هم زمان با روزهاى نخست اکران عمومى بيست و هفتمين اثر سينمايى اين کارگردان باسابقه سينماى کشور «محاکمه در خيابان» بر اثر ابتلا به سرطان در سن 80 سالگى دار فانى را وداع گويد تا جامعه سينمايى در ادامه روند ازدست رفتن عزيزانى چون سيفالله داد، مسعود رسام و امير قويدل شاهد فقدان يکى از باتجربهها اين بار در امر توليد باشد و مستند خاطرات قيصر فصل غمانگيزى را شاهد باشد.
چندى پيش درقالب مستندى عوامل فيلم «قيصر» ساخته مسعود کيميايى که تاثيرش بر تغيير ساختارى و محتوايى سينماى ايران از دهه چهل به اين سوغير قابل انکار است، سالها پس از اکران عمومى اين اثر جلوى دوربين نشستند و از خاطرات خود گفتند.
اثرى که ساخت آن دى ماه هزار و سى صد چهل و هشت آغاز شد و در مدتى کمتر از يک ماه فيلمبردارى آن به پايان رسيد، پس از اتمام و نمايش عمومى قيصر؛ با استقبال گسترده مردم و منتقدان مواجه شد و کيميايى با دومين فيلمش به يکى از مشهورترين کارگردانان سينماى ايران تبديل شد، بخصوص تعريف نامدارانى چون ابراهيم گلستان و نجف دريابندرى از اثر به اضافه شيفتگى نسل جوان آن دوران (ابتداى دهه هفتاد ميلادي) که آرمانهايش را با قيصر بر پرده سينماها مىديد؛ موجب شد کيميايى در جايگاه يک سينماگر اجتماعى قرار بگيرد که البته همچنان نيز اين عنوان را يدک مىکشد.
ديدارى دوباره با مسعود کيميايي، مازيار پرتو، جلال مقدم، جمشيد مشايخي، بهمن مفيد، عباس شباويز تهيهکننده اثر که نقشى بسزا در ساخته شدن قيصر داشت، تجربهاى ارزشمند بود، کيميايى طى تمام اين سالها همواره از نقش عباس شاويز تهيهکننده فيلم قيصر در ساخته شدن اين اثر سخن گفته است که «اگر او نبود قيصر خيلى سخت ساخته مىشد. او دخالتى در فيلمنامه و نحوه کار نمىکرد و هميشه کارگردانها را مستقل مىخواست و مىدانست در استحکام خودشان مىتوانند به بيان خودشان برسند» و...
در بخشى از مستند، عباس شباويز به ذکر خاطرات آن دوران پرداخت تعريف کرد: «اواخر سال 46 يا اوايل سال 47 بود که يک شب در رستورانى انتهاى خيابان سلطنتآباد (پاسداران امروز) شام مىخوردم که بهروز وثوقي، آقاى کيميايى را به من معرفى کرد. آن شب که او را ديدم درباره سناريوى قيصر صحبت کرد. گويا قبل از آن چند تهيهکننده ديگر از جمله ميثاقيه و اخوانها آن را خوانده و رد کرده بودند. اما من در همان برخورد اول، مسعود کيميايى را جوان بسيار خوب و مودبى ديدم و براى فردا دعوتش کردم به استوديو آريانا فيلم، فردا آمد و قصهاش را که در يک کتابچه خطى نوشته بود، برايم خواند. خوشم آمد، ديدم قصه اصيل است، حرف دارد، مسائل سنتى نيز در آن وجود دارد؛ منتها کمىمىبايست رويش کار مىشد... در سناريوى اولى که مسعود نوشته بود شخصيت فرمان زنده نبود و قصه از قطارى که قيصر با آن مىآمد شروع مىشد.
من پيشنهاد دادم که فرمان را زندهاش کنيم و ده دقيقه اول بدون حضور بهروز باشد» عباس شباويز مىگويد که فيلم «قيصر» هنگام درخواست پروانه نمايش به مدت 7-6 ماه توقيف شد و بعد با دوندگىهاى زياد توانستند اجازه نمايش فيلم را بگيرند، فيلم «قيصر» ابتدا در دو اکران خصوصى نمايش داده شد. يکى از آنها در سالن کوچک بالاى استوديو مولنروژ بود و به گفته عباس شباويز حتى دکتر شريعتى را هم براى تماشاى فيلم مىآورند. شباويز مىگويد: «در شب نمايش خصوصى سينما مولنروژ (سروش فعلي) مرحوم دکتر شريعتى را آورديم. در تاريکى وارد سالن شد و در تاريکى رفت. در حقيقت بدون اينکه کيميايى بداند، سناريوى قيصر را نيز داده بودم او بخواند. همان موقع نظرش اين بود که اگر اين فيلم درست ساخته شود تنها فيلمىاست که به سيستم «نه» گفته است.
بعداز تماشاى فيلم هم خيلى خوشش آمد.» فيلم «قيصر» از صبح چهارشنبه 10 دى ماه 1348 در سينماهاى مولنروژ، ديانا (سپيده فعلي)، مهتاب (شهر قشنگ فعلي)، رکس، ليدو، شهوند، نپتون، هماي، اسکار، اورانوس، پاسارگاد، شرق و به عنوان برنامه افتتاحيه سينما رنگينکمان در خيابان شهرستانى ميدان امام حسين به نمايش درآمد. 3 هفته نمايش در اين 13 سينما مبلغ 000/800/1 تومان براى فيلم فروش به ارمغان آورد. «قيصر» در سال 1349 نيز بعد از دريافت جوايز سپاس از صبح چهارشنبه 17 تير ماه مجددا در سينماهاى مولنروژ، ديانا، مهتاب، رکس، شهوند، ليدو، نپتون، رنگينکمان، ژاله، هماي، اسکار، پاسارگاد، اورانوس، شرق و چرخ فلک به مدت سه هفته اکران شده و نزديک به دو ميليون تومان فروش کرد.
«قيصر» با يک حساب تقريبى در اکران اول و دوم تهران 000/600/3 تومان فروخت که با در نظر گرفتن ميانگين قيمت بليت سه تومان در آن تاريخ، تعداد يکميليون و دويست هزار نفر در تهران از فيلم ديدن کردند. جمعيت تهران در آن تاريخ بالاى سه ميليون نفر بوده است و باتوجه به اين ميزان جمعيت در طول يک سال 40 درصد جمعيت تهران فيلم را ديدهاند. «قيصر» اکرانهاى مجدد بسيار داشته است، به روايت عباس شباويز؛ قيصر از تاريخ اولين نمايش يعنى 10 دى ماه 48 تا تعطيلى سينماها در آبان 57 مجموعا 200 ميليون تومان فروخته است که با احتساب ميانگين قيمت بليط در طول 9 سال نمايش خود بيش از 65 ميليون نفر فيلم قيصر را روى پرده سينما ديدند که هنوز هم رقمى بىسابقه و دستنيافتنى است.»
دست تقدير اينگونه رقم زد که صبح روز گذشته تهيهکننده دومين فيلم کيميايى هم زمان با روزهاى نخست اکران عمومى بيست و هفتمين اثر سينمايى اين کارگردان باسابقه سينماى کشور «محاکمه در خيابان» بر اثر ابتلا به سرطان در سن 80 سالگى دار فانى را وداع گويد تا جامعه سينمايى در ادامه روند ازدست رفتن عزيزانى چون سيفالله داد، مسعود رسام و امير قويدل شاهد فقدان يکى از باتجربهها اين بار در امر توليد باشد و مستند خاطرات قيصر فصل غمانگيزى را شاهد باشد.
شباويز فعاليت هنرىاش را از سال 1328 با بازى در تئاتر آغاز کرد و از سال 36 با مديريت توليد فيلم «مردى که خيلى رنج مىبرد» وارد سينما شد و به عنوان مديرتوليد، بازيگر و کارگردان فعاليتش را ادامه داد. او سال 45 استوديو «آريانا فيلم» را تاسيس کرد که با پايهگذارى اين شرکت سنگبناى ساخت فيلمهاى متفاوتى در سينماى ايران همچون «قيصر» و «خداحافظ رفيق» را بنا نهاد و شرايط ورود جوانانى چون «مسعود کيميايي»، «عباس کيارستمي» و «امير نادري» را به سينماى ايران فراهم کرد. مسعود کيميايى چندى قبل در عيادت از عباس شباويز گفته بود:« عباس شباويز؛ بزرگ سينماى ماست و متعجبم از اينکه چرا خانه سينما از اين همه تجربيات او استفاده نمىکند. شباويز؛ يکى از پايهگذاران سينماى متفاوت و متفکر است، سينمايى که درونش اعتراض است و با تفکر گفته مىشود. او آن زمان بهدليل گرايشات سياسى که داشت به سينماى معترض علاقهمند بود و «آريانا فيلم» را تاسيس کرد که پايگاه اين نوع سينما شده بود. من به همراه احمدرضا احمدي، پرويز دوايي، امير نادري، جلال مقدم و بعدها، عباس کيارستمىکارمان را از آنجا آغاز کرديم و او در شکلگيرى سينماى ما بسيار موثر بود.»
حیات نو