در ادامه جلسات نمایشنامهخوانی بنیاد اکبر رادی نمایشنامه "لبخند باشکوه آقای گیل" به کارگردانی محمدامیر یاراحمدی و نقشخوانی فریده سپاهمنصور، آشا محرابی، آیدا کیخایی، نوشین حسنزاده، مهدس سلطانی، ایوب آقاخانی، علی سرابی، نورالدین جوادیان و رامین پورایمان در تالار مبارک فرهنگسرای بهمن اجرا شد.
سپس نشست نقد و بررسی نمایشنامه "لبخند باشکوه آقای گیل" با حضور نغمه ثمینی برگزار شد. وی در ابتدا به ذکر خاطرهای از زندهیاد رادی پرداخت و گفت: بخشی از هنر رادی در نمایشنامههایش بود ولی بخش بزرگتر هنر وی بهرهگیری مناسب از سخنان خود برای شاگردانش بود. هیچوقت گمان نمیکنم که ایشان از میان ما رفته است.
وی درباره نمایشنامه "لبخند با شکوه آقای گیل" گفت: صحبت کردن درباره این نمایشنامه به دلیل پیچیده بودن کار سختی است که زیرا تک شخصیت نیست و تمام شخصیتهای نمایش در راهبرد درام نقش بسزایی دارند. معتقدم این نمایشنامه مانند یک ارکستر است که همه شخصیتها در آن به موقع به صدا درآمده و به موقع سکوت میکنند. در قیاس با کارهای دیگر رادی این نمایشنامه از جهات بسیاری از کاملترین آثار ایشان است.
یکی از مهمترین مؤلفههای این اثر خانه و خانواده است. خانه جای خوبی برای درام است. در این اثر خانه فقط خانه نیست و ما شاهد یک روابط مغشوش در حال گذار نیستیم بلکه دورهای را میبینیم که به دورهای دیگر متصل میشود. رادی با هوشمندی یک گذار بیرونی را فشرده و به صورت تمثیل در خانهای آقای گیل قرار داده است و همه شخصیتهای نمایش دارای دو وجه بیرونی و درونی هستند.
بسیاری از شخصیتهای آثار رادی در این نمایشنامه دیده میشوند یعنی مجموعهای از شخصیتهای آثار دیگر رادی است. هر جا که آرمانگرایی در آثار استاد رادی بالاتر میگیرد نمایشنامهها وارد ساز و کارهای طرحی بیشتری میشوند نظیر نمایشنامههای "ملودی شهر بارانی" و "آهسته با گل سرخ". اما در "لبخند با شکوه آقای گیل" طرح تا حد ممکن پایین آمده و سرطان تنها عنصری است که از بیرون نمایشنامه را هدایت میکند و کاتالیزور نمایشنامه است. باقی نمایشنامه توسط شخصیتها پیش میرود. شخصیتها به قدری خوب پرداخته شدهاند که کشش درونی آنها ما را تا انتها پیش میبرد.
این نمایشنامه با وجود اینکه در سال 51 نوشته شده میتواند در هر زمانی اجرا شود و با وجود بیان شرایط روز خود شرایط گذار را نیز مطرح میکند و تاریخ مصرف ندارد. این اثر با وجود ظاهر رئالیستی روشن برای تحلیل کهن الگویی مناسب است. در این اثر زوال اسطوره پدر نشان داده میشود. حتی میتوان نمایشنامه را با کهن الگوی جم و ضحاک برابر کرد.
در ادامه این مراسم فرامرز طالبی پیام عذرخواهی محمود دولت آبادی را که نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند ارائه کرد. سپس هادی مرزبان کارگردان آثار رادی با اشاره به اینکه رادی سلیقه وی را در انتخاب نمایشنامه برای اجرا بالا برده است به ذکر خاطرهای از آن مرحوم پرداخت.
وی در سالروز هفتاد و یک سالگی زندهیاد اکبر رادی تأکید کرد: ما باید همیشه تولد استاد رادی را تبریک بگوییم به این دلیل که سایهاش بر سر ادبیات دراماتیک ایران و ما بوده و هست و تا زمانی که چراغ تئاتر روشن است خواهد بود. بنده به همه تئاتریهای ایران این روز را تبریک میگویم. امیدوارم زندگی کردن و تا آخرین لحظه بودن را از استاد رادی یاد بگیریم.
حمیدهبانو عنقا همسر زندهیاد رادی هم در این مراسم ضمن تشکر از گروه نمایشنامه خوانی "لبخند با شکوه آقای گیل"، اعضای هیئت مؤسس بنیاد اکبر رادی و همچنین هادی مرزبان گفت: "لبخند با شکوه آقای گیل" از جمله آثاری بود که رادی بسیار دوست میداشت. احساس میکنم هنرمند همیشه زنده است و تمام لحظههای من همواره با رادی سپری میشود و این نشانگر آن است که رادی همیشه زنده است. آغاز هفتاد و یک سالگی رادی را به تمام علاقمندان به تئاتر ایران و ادبیات نمایشی تبریک میگویم.
وی خاطرنشان کرد: رادی 50 سال برای تئاتر کشور زحمت کشید و من همواره وی را پشت میزش میبینم که عاشقانه در حال نوشتن است. به امید روزی که بنیاد رادی کار خود را بیشتر از این ادامه دهد و تداوم داشته باشد و نام رادی همواره بر تارک تئاتر ایران بدرخشد.
در ادامه جعفر والی دوست دیرینه زندهیاد رادی گفت: ما با هم بچه محل بودیم و رادی جوان شوریدهای بود که نوشتن را شروع کرد و نمایشنامه "افول" در 400 صفحه اولین اثرش بود که به دلیل طولانی بودن متأسفانه اجرا نشد. سپس کارهایی تک پردهای نوشت و نشان داد که چقدر استعداد و بینش جامعه شناسی و مردم شناسی بالایی دارد. خیلی مهم است که اثر نویسنده دست اهلاش بیفتد.
عباس جوانمرد چند کار از ایشان را روی صحنه برد و در مجموع آثار رادی بسیار تأثیرگذار بوده و هست. وی نشان داد که بزرگی در ادبیات نمایشی ایران از راه میرسد. آخرین خاطره من از رادی به نسخهای از نمایشنامه "شب بخیر آقای کنت" برمیگردد. من تمام نمایشنامههای رادی را با دست خط خودش دارم. وقتی نسخهای از "شب بخیر آقای کنت" به دستم رسید نامهای از زبان شخصیت نمایشنامه برای رادی نوشتم که برایش بسیار جذاب بود. وی این نامه را در کتاب مکالمات به چاپ رساند.
در پایان کیک هفتاد و یک سالگی زندهیاد رادی توسط حمیدهبانو عنقا بریده شد و یاد این نمایشنامه نویس برجسته تئاتر ایران زنده شد.
خبرگزاری مهر